تبليغاتX
گفت و گو

گفت و گو

هدف ما از راه اندازی این وبلاگ به نمایش گذاشتن مطالب جذاب وآموزنده است

شعر بسیار زیبای خسرو گلسرخی به نام یک با یک برابر نیست


شعر بسیار بسیار زیباست و به اندازه ی شعر قبل طولانی نیست


شعری کوتاه و بسیار جذاب هستش.


شعر تو ادامه ی مطلبه ولی اینجا قسمت کوچیکی از بیوگرافی


این شاعر بزرگ رو براتون نوشتم:


  شاعر، مترجم و نويسنده‌ي روزنامه كيهان و از شاعران

چپ ايران است كه اشعار او بيان‌گر اوضاع زمانه و دردهاي

اجتماعي روزگار خود است. مجموعه شعرهاي

«اي سرزمين من» و «پرنده خيس» بيانگر شور انقلابي

خسرو گلسرخي است. با دستگيري او و كرامت‌الله دانشيان

به اتهام توطئه در طرح گروگان‌گيري شاه (در حالي كه

آن موقع در زندان بود)، يك دادگاه نظامي عليه او بر پا شد.

سخنراني پرشور و معروف او در دادگاه عملي جسورانه

بود كه تا آن موقع كمتر كسي به اين تندي عليه حكومت شاه

صحبت كرده بود سرانجام خسرو گلسرخي در 29 بهمن 1352 توسط دادگاه

به اعدام محكوم و در ميدان چيت‌گر او را تيرباران نمودند.


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/02/19ساعت 10 بعد از ظهر توسط ragbar| |

سلام میکنم به همه ی دوستان عزیزم در این پست میخوام

یه شعر از استاد  کاظمی واستون بذارم که به جرعت

میتونم بگم رو دست خیلی از شعرای

کهنمون بلند شده در وصف این شعر هیچ چیز نمیتونم

بگم جز اینکه دو بیت از این شعر رو براتون بذارم:

ترسم آن روز که از قلّه فرودآید مرد

سیصدوسیزده آدم نتوان پیدا کرد

ترسم آن روز که مردان‌ِ سرانجام آیند،

این جماعت همه با بقچة حمّام آیند


برای خوندن شعر به ادامه ی مطلب برید

از همه ی دوستان خواهش میکنم که

شعر رو کامل و با دقت بخونن.

        ممنون.


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/02/18ساعت 11 بعد از ظهر توسط ragbar| |

اول به همه ی دوستان دانشگاه

و بغیه ی دوستان سلام عرض میکنم

دوم از همه شرمنده ام بابت این چند روز

که نبودم و نتونستم جواب بدم خدا میدونه

اینترنتم قطع بود.

ایشالا تو همین یکی دو روز آپ میشم

بازم شرمنده.

نوشته شده در 90/02/14ساعت 1 بعد از ظهر توسط ragbar| |

ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (س)

را به تمام دوستان عزیزم تسلیت میگم


زبانحال حضرت زهرا(س):

منکه از عشق علی چون شمع شیدا سوختم

صاحب جنت منم، اما در اینجا سوختم

سوختم تا یک سر مویی نسوزد از علی

تا بماند رهبرم من بی مهابا سوختم

بی گنه بودم ولی در آتشم انداختند

محسنم شد کشته، نالیدم که بابا سوختم

زینبم می دید آتش زائر رویم شده

از پریشانی او در بین اعدا سوختم

صورت آتش گرفته تا زسیلی شد کبود

شکر کردم، بهر حفظ جان مولاسوختم

مثل چشم مجتبی مسمار یارب سرخ بود

من نمی گویم چه شد تنهای تنها سوختم

هرکه نان از سفره ی ما برده بود استاده بود

بسکه نامردی بود در این تماشا سوختم

سوختم تا شعله ی عشقت بماند جاودان

پای تا سر یا علی با این تمنا سوختم
نوشته شده در 90/02/12ساعت 7 بعد از ظهر توسط ragbar| |

شعر بسیار زیبای حافظ که منصوب به امام حسین (ع) است:

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت          گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم            یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

                  رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

              گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

              در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

               سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی     جانا روا نباشد خون ریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود      از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود              زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم                   یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست        کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم               جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ           قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

نوشته شده در 90/01/27ساعت 11 بعد از ظهر توسط ragbar| |

Design By : Night Melody